سلام
نوشته ای جدید در سالی جدید، چند ساعتی میشه که سال تحویل شده و سال 1396 با انرژی فراوان وارد زندگی هامون شده... من برای 1395 صحبت زیاد دارم، خیلی خیلی زیاد اما درگیر بستن چمدان برای سفر به شهر اهواز هستم ( حلالم کنید )، سفری با همسر عزیزم برای دیدار خانواده عزیزاش... دلم نیومد با ورود به سال جدید، دفتر 7920 رو خط خطی نکنم ان شاء الله در اولین فرصت راجع به اتفاقات 95 صحبت خواهم کرد. در این ر
بادبان ها را بکش!وقت آن رسیده به دریا های پُر خروش و خطرناک زندگی سلامی مجدد کنم و بادبان های قایق زندگی را کشیده و به عمق ترس های قدیمی حمله ور شوم! کشتی که چند سال پیش بادبان ها را کشید و یه سمت اقیانوس بیکران سعی و خطا رهسپار شد، پس از کسب تجربه های خوب و بد در لنگرگاه توریست نشین 30 سالگی توقفی کرد، حال وقت اتفاقات خاص است! با قلبی قوی و پُر از انرژی و انگیزه همچون موج های درونی آماده خطر هس
برچسب: بادبان, نویسنده: آرشان رحیمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 18:04
تحقق رویاهای قدیمی اولین انگیزه من برای گذر عمر است، عمری که هر چه بیشتر کنجکاوی میکنم می بینم کمتر در موردش می دانم حال وضعیت من تحقق رویای پرواز از جنس فاضل است، بار ها پریده ام به اهدافم رسیده ام می خواهم قدم های خیلی خیلی بلندتر از گلیمم را بردارم تا شاید من هم مثل میلیون ها آدم شگفت انگیز یک مثال خوب برای عبور ازخط قرمز ها باشم. رسیدن به اهداف = ریسک و تلاش، جنگیدن با عزیزان، امید داشتن به ا
زمانی که تبریک رسیدن به سن 30 سالگی را در دی ماه 1395 از زبان عزیزانم شندیم ناگهان یک هدف جدید در زندگی ام پیدا شد. باید خدا را شاکر بود. خدایی که از طرف مخلوقات ما را در مسیرهای جدید هدایت می کند. وای که چه دنیای جذاب و بی انتهایی را تجربه می کنیم. نمی خواهم وارد آفرینش شوم فقط می خواهم یکی از مهمترین، جدیدترین و قوی ترین احساسات سومین ده ی زندگی ام را بگویم و او چیزی نیست به جزء " زندگی با کیف
برچسب: خودگذشتگی, نویسنده: آرشان رحیمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 18:04
بی مقدمه به میراث نوستالژیک می پردازم، قدم در تاریخ چند ساله ها، جضوری زیبا و ناخواسته که فرد فرد ما را مثل زنجیر درگیر خود ساخت تا کوله باری از خاطرات را برای آیندگان به میراث بگذاریم، آری این میراث می تواند علمی باشد در انقلاب دستاوردهای بشری! می تواند سخنی باشد در کتاب های ادبی یا برگی باشد در بوم یک نقاشی! شاید صدایی باشد از جنس موسیق در هدفون جوانان نسل های بعد! عجیب نیست بلکه عجین شده ی ما
خیلی آشفته و خسته هستم، تقریبا سه هفته هست که تلاش و انجام کار را به بالاترین سطح اجرا می کنم ولی نتیجه حاصل شده با انتظاراتی که دارم خیلی فاصله دارد! شاید تلاش هایی که می کنم برای گزینه مناسبی نباشد اما می دانم روزی نتیجه حاصل خواهد شد و شیرین ترین لحظه همان لبخند پیروزیست. این روزها خیلی سخت و با سرعت زیاد طی می شود. گذر زمان را احساس نمی کنم، متاسفانه نگران همسرم هستم که توانایی ایستادن در کن